سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

66

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

آن را به معناى اول تفسير نموده‌اند منافاتى ندارد چه آنكه در روايت بزنطى از مولانا الكاظم عليه السلام چنين وارد شده : ( ريگها را بطور خذف پرتاب نمايند و آنها را بر روى انگشتان شصت گذاشته و با ناخن انگشت سبابه پرت كنند ) . و ظاهر عطف ( يضعها ) بر ( يخذفن ) اين استكه معطوف يعنى گذاشتن روى شكم انگشت شصت الخ با معطوف عليه يعنى پرتاب به نحو خذف فرق دارد پس در نتيجه در عمل رمى و زدن ريگ به جمره دو امر مستحبى موجود است : 1 - پرتاب بنحو خذف يعنى با خصوص انگشتان پرتاب كردن نه با غير آنها اگرچه آن غير دست باشد . 2 - پرتاب با انگشتان را به شكل و هيئتى كه ذكر شد عملى نمايد و بنابراين اگر كسى ريگها را با انگشتان بجمره بزند به عمل رمى و وظيفه آن عمل كرده اعم از اينكه رعايت هيئت نامبرده را بكند يا ننمايد پس تا اينجا معلوم شد تفسير صحاح با روايت مذكور كوچكترين تهافتى ندارد . و مىتوان گفت در تفسيرى كه از صحاح اللغة در ارتباط با كلمه ( خذف ) گذشت يك مؤيّد و مناسبت ديگرى هست و آن اينست كه چنانچه سابقا گذشت مستحب است رامى در فاصله پانزده يا ده ذراعى جمره بايستد با توجه به اين امر اگر معناى ( خذف ) طبق يكى از دو تفسير سابق باشد جمع بين آن و استحباب رعايت اين فاصله بسيار بعيد به نظر مىرسد در حالى كه با معناى صحاح كمال تناسب و ملائمت را دارد .